توی یک بیمارستان که مریض های متعددی بستری بودند ، ساعت ۱۰ صبح بود که دکتر به همراه پرستار وارد یکی از اتاق ها که توش بیمارانی بستری بودند شد و به پرستار سفارش کرد:

به بیمار این تخت چلو کباب بدید با کره
به بیمار اون تخت کناری غذا ندهید
به بیمار فلان تخت سوپ بدهید
به این یکی کته ی بی نمک بدهید و...

ولی کسی از دست دکتر ناراحت نمیشه که چرا بین چندتا بیماری که در یک اتاق بستری اند و در یک ساعت مورد ملاقات پزشک قرار گرقتند فرق قائل شده و غیره
مریض ها همه یک جور و با یک دید به دکتر نگاه میکنند، حتی به کسی هم که میگوید غذا ندهید ، او هم میفهمد چون امروز جراحی دارد نباید غذا بخورد و میداند که دکتر خیرش را میخواهد، پس در نتیجه اعتراضی هم نمیکند.

اینارو گفتم که به کجا برسیم؟!👇

ما هم نباید بگیم چرا به فلانی خونه ی دو هزار متری دادی به من ندادی؟!
خدایا چرا فلانی داره و من ندارم

باید به خدا اعتماد کنیم
همونطور که مریض میفهمه و به دکتر اعتراض نمیکنه ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هر چی به ما داد و نداد راضی باشیم که داده اش نعمت و نداده اش حکمت است.

(الهی رضا برضاک)


منبع : https://t.me/yavaran1435


محمدحسین کتابی

1396/11/03